
|
|
جایزه ادبی واو قصد دارد تا تمامی نقدهای رمانها و مجموعه داستانهایی که از سال 1382 (یعنی سال آغاز فعالیت این انجمن) به چاپ رسیده اند را در این سایت جمع آوری نماید. در راستای این هدف در صورت تمایل می توانید نقدهای خود را با ذکر مشخصات کامل به آدرس ایمیل این انجمن ارسال نمایید تا در بخش مربوط به خود انتشار یابد. |

| ■ صفحه نخست |
| ■ درباره واو |
| ■ جایزه |
| ■ نقد رمان |
| ■ نقد مجموعه داستان |
| ■ اخبار واو |
| ■ اخبار جوایز |
| ■ تماس با واو |
| ■ سایت گذشته واو |
| ■نقدواوبلاگ(وبلاگ اختصاصی نقد) |
|
یادداشت مدیران |
| ■ فائزه شاکری |
| ■ حسین فدوی |
محمد قراچه داغی و دره پنهان به روایت نویسنده٭
محمد قراچه داغی در سال 1334 در کاشان به دنيا آمد. پس از گذراندن دوره دبستان و دبيرستان در شهرهای کاشان، يزد و تهران، در سال 1358 در رشته معماری از دانشکده هنرهای زيبا دانشگاه تهران فارغ التحصيل شد و به کشور فرانسه رفت.
در فرانسه هم زمان با ادامه تحصيل در رشته های معماری و برنامه ريزی منطقه ای به کار در زمينه معماری و برنامه ريزی برای توسعه پايدار در کشورهای توسعه نيافته آفريقا اشتغال داشت. با پايان تحصيل در فرانسه، در سال 1362 به آمريکا رفت و پس از ازدواج، تا سال 1373 در اين کشور اقامت داشت. در سال های اقامت در آمريکا هم زمان با کار در زمينه معماری و طرح های توسعه، با انديشه های ژوزف کمبل در باره اسطوره ها آشنا و شيفته ی آن ها شد.
در سال 1373 به ايران بازگشت و ضمن ادامه فعاليت حرفه ای خود در زمينه های ميراث فرهنگی، بازسازی و نوسازی بافت های فرسوده تاريخی، معماری و توسعه پايدار آغاز به نوشتن نمود. پس از ترجمه چند کتاب در باره معماری آسمانی خاور دور (فنگ شويی) و هند (واستو)، به ادبيات داستانی روی آورد. رمان دره پنهان نخستين اثر منتشر شده او در اين زمينه است.
دره پنهان به روایت محمد قراچه داغی
رمان دره پنهان تلاشی است برای بيان جهان بينی نويسنده و انديشه های او در باره زندگی. از شکل گيری نخستين پايه حيات و به وجود آمدن ذهنيت آغازين می گويد. شور به ادامه زندگی و هراس از زوال را در همه پديده های زنده می بيند. به پيچيدگی آن در آدم ها می پردازد و در پراکنشی جغرافيايی و تاريخی، تصويرهای ذهنی آدم ها را، جدا از تفاوت های نژادی و تاريخی، دارای ريشه ای همسان می يابد. دگرگونی باورها و اسطوره ها را، در رابطه با دگرگون شدن نياز پيشينيان به تماشا می گذارد تا، جدا افتادن انسان امروزی از باورها و ناتوانی او برای رسيدن به آرامش و پذيرش زوال را، برای خواننده بيان کند. راز دستيابی به آرامش و جاودانگی را دست شستن از رويارويی با مادر طبيعت، همراه شدن با آن و شناور شدن در اکنون می داند.
٭چاپ شده در بروشور ویژه ششمین دوره
