نام:

ایميل:

نشانی اينترنتی:

پيام:



 

جایزه ادبی واو قصد دارد تا تمامی نقدهای رمانها و مجموعه داستانهایی که از سال 1382 (یعنی سال آغاز فعالیت این انجمن) به چاپ رسیده اند را در این سایت جمع آوری نماید. در راستای این هدف در صورت تمایل می توانید نقدهای خود را با ذکر مشخصات کامل به آدرس ایمیل این انجمن ارسال نمایید تا در بخش مربوط به خود انتشار یابد.

    

یادداشت مدیران

■ فائزه شاکری
■ حسین فدوی

 

 

 

 

 

 

 

نام :                فریدون

نام خانوادگی :   حیدری مُلک­میان

متولد :             1345 در روستای مُلک­میان واقع در شرق گیلان

تحصیلات:        تا دوره­ی متوسطه

عزیمت از مُلک­میان به تهران: 1368

 

 

فعالیت­های ادبی، فرهنگی و هنری:

 

     ــ  ویراستاری در جراید و مؤسسات انتشاراتی ( سال­های 72 و 73 )

     ــ  همکاری با «جُنگ جوان رادیو» به عنوان نویسنده­ی  قطعات نمایشی ( 73 )

     ــ  همکاری با هفته­نامه­ی «ولایت قزوین» به عنوان ویراستار و مصحح ( 74 )

     ــ  مشاور چاپ و نشر در «انتشارات مدینه و هُدهُد» ( 84 )

     ــ  عضو تحریریه­ی  روزنامه­ی «آینده­ نو»: صفحه­ی ادبیات ( 85 )

     ــ  ویراستاری در «سایت خبری سیما فیلم» ( از اول اسفند 85 تا آخر اسفند 87 )

     ــ  نگارش و چاپ بیش از هفتاد مقاله و یادداشت ادبی در جراید و سایت­های اینترنتی

     ــ  شرکت در نقد کتب داستانی و گفت­وگو با جراید و سایت­ها و رسانه­های صوتی و تصویری 

     ــ  و ...

    

 

کتاب­های چاپ شده:

 

     1ــ  مرگ بی توبه بی وصیّت ( رمان )، نشر آبی، زمستان 72: کاندیدای ­قلم ­زرین­ گردون ( 73 )

     2ــ  از دیروز ( گفت­و­گو با پیش­کسوتان شرکت افست )، انتشارات سبزخامه، تابستان 87

     3ــ  روز هزار ساعت دارد ( رمان )، نشر افق، زمستان 87

     4ــ  آقابزرگ تهرانی ..( زندگی­نامه )، انتشارات مدرسه، زمستان 88

     5ــ  سیّد رضی ......... ( زندگی­نامه )، انتشارات مدرسه، زمستان 88

 

 

کتاب­های زیر چاپ:

 

     1ــ  محیط طباطبایی ...( زندگی­نامه )، انتشارات مدرسه

     2ــ  مقدّس اردبیلی .....( زندگی­نامه )، انتشارات مدرسه

     3ــ  شیخ طوسی ....... ( زندگی­نامه )، انتشارات مدرسه

     4ــ  آفرینش و تاریخ ...( بازنویسی البدء والتاریخ تألیف مطهربن طاهرمقدسی )، کتاب پارسه

    5ــ  عبید زاکانی .......( زندگی­نامه )

 

 

 

روز هزار ساعت دارد به روایت فریدون حیدری ملک میان

 

خلاصه  :

راوی در روزی شوم از مادر زاده می­شود؛ روزی که نزد اهالی روستای مُلک­میان به «پنجیک» معروف است و گویا به همین دلیل، هرگز قادر نخواهد بود در یک­جا قرارگیرد و تن به زندگی  آرام و بی­دغدغه­ای دهد. پس دنیاگردی به شیوه­ی دراویش و قلم­زدن به­سبک دعاگران در طالع اوست و در این سیر، فقط  در جست­وجوی یک چیز است: جایی که بتواند با فراغ بال در آن بمیرد و دفن شود. اما به هر کجا که می­رسد، گویی مقدر نیست چندان در آن دوام بیاورد و دلزده­تر از پیش، بار دیگر به گشت ناگزیر خود ادامه  می­دهد ...

 

ساختار :

                       کتاب همچون شعری بلند با زبانی آهنگین به نگارش درآمده و با این­که وامدار برخی از آداب و رسوم، واژگان و ساختار زبانی ویژه است، اما تا سرحد امکان کوشیده شده از هر چیزی تنها به­عنوان عاملی برای خلق یک فضا و موقعیت داستانی کاملا" تازه استفاده و یا حتی سوء­استفاده شود وگرنه رمان هرگز قرار نیست تا به یک واقعیت مجرد و یا منطقه­ای معلوم وفادار بماند. پس همه چیز در خدمت ایجاد فضایی تقریبا" انتزاعی است که داستان در آن شکل می­گیرد و هرگونه تأییدِ تشابه یا تأکیدِ نشانه­ای دالِ بر ارتباط با فرهنگ یا جغرافیایی خاص، عملا" در ساختار رمان تأثیری ندارد.

 

درونمایه :

هنرمند و اساسا" روشنفکر شرقی (و نه لزوما" ایرانی) محکوم به فردیتی ویژه است که در فضایی نیمه­روستایی – نیمه­شهری (در قیاس با غرب آوانگارد) ظاهر می­شود و می­بالد؛ و همین شاید سبب ظهور برخی از پدیده(نابغه)های نادر در میان جماعتی است که به­طور عموم، کتاب و مطالعه را هرگز برنمی­تابد و اصولا" با هر چیز مکتوبی به­شدت مشکل دارد. رمان «روز هزار ساعت دارد» بیشتر از هر چیز، گویی بر همین مدعا پای می­فشارد و می­کوشد تا این پارادوکس متناقض­نما را به نمایش بگذارد.

 

٭چاپ شده در بروشور ویژه ششمین دوره