
|
|
جایزه ادبی واو قصد دارد تا تمامی نقدهای رمانها و مجموعه داستانهایی که از سال 1382 (یعنی سال آغاز فعالیت این انجمن) به چاپ رسیده اند را در این سایت جمع آوری نماید. در راستای این هدف در صورت تمایل می توانید نقدهای خود را با ذکر مشخصات کامل به آدرس ایمیل این انجمن ارسال نمایید تا در بخش مربوط به خود انتشار یابد. |

| ■ صفحه نخست |
| ■ درباره واو |
| ■ جایزه |
| ■ نقد رمان |
| ■ نقد مجموعه داستان |
| ■ اخبار واو |
| ■ اخبار جوایز |
| ■ تماس با واو |
| ■ سایت گذشته واو |
| ■نقدواوبلاگ(وبلاگ اختصاصی نقد) |
|
یادداشت مدیران |
| ■ فائزه شاکری |
| ■ حسین فدوی |
بهترین رمان متفاوت:
کتاب بی نام اعترافات/داوود غفارزادگان
بهترین ناشر رمان متفاوت:
علیرضا بهشتی/ نشر روزنه
رمان متفاوت شایسته ی تقدیر:
شب ممکن/محمدحسن شهسواری
امحمدکشاورز، احمداکبرپور، نداکاووسی فر، مهدی جعفری و بابک طیبی از استان شیراز و سعید بردستانی، افشین جان احمدیان، حسین زارعی و موسی درویشی از استان بوشهر.
داوران مرحله ی دوم:
محمد کشاورز و احمد اکبرپور از استان شیراز، سعید بردستانی از استان بوشهر و حسین فدوی و فائزه شاکری
|
ردیف |
کتاب |
نویسنده |
ناشر |
|
1 |
صورت ببر |
محمد کلباسی |
آگاه |
|
2 |
به وقت بهشت |
نرگس جورابچیان |
آموت |
|
3 |
بیمار اتاق 320 |
ایرج فاضل بخششی |
آهنگ قلم |
|
4 |
دو پرده فصل |
فرشته مولوی |
افراز |
|
5 |
رقص با طوفان |
محمدرضا آریانفر |
افراز |
|
6 |
مرد تشویش همیشه |
محمد ایوبی |
افراز |
|
7 |
سنجاقک های رستم آباد |
فریبا خادمی |
افراز |
|
8 |
حوریه |
مرتضی فخری |
افراز |
|
9 |
نوشیدن مه در باغ نارنج |
مرتضی کربلایی لو |
افراز |
|
10 |
روز گراز | محمد ایوبی |
افق |
|
11 |
پرسه زیر درختان تاغ |
علی چنگیزی |
ثالث |
|
12 |
بازی مهندسی یک رمان |
قاسم کشکولی |
ثالث |
|
13 |
در آغوش خدا گریه می کرد و می گفت نمیر |
حسن فرهنگی |
ثالث |
|
14 |
لیلا و تکرار یک روایت |
الهه منافی |
ثالث |
|
15 |
آنجا که برف ها آب نمی شوند |
کامران محمدی |
چشمه |
|
16 |
شب ممکن |
محمدحسن شهسواری |
چشمه |
|
17 |
مجموعه رمان |
وحید پاک طینت |
چشمه |
|
18 |
یوسف آباد خیابان سی و سوم |
سینا دادخواه |
چشمه |
|
19 |
به هادس خوش آمدید |
بلقیس سلیمانی |
چشمه |
|
20 |
چرخ دنده ها |
امیراحمدی آریان |
چشمه |
|
21 |
بهار 63 |
مجتبی پورمحسن |
چشمه |
|
22 |
دیگر اسمت را عوض نکن |
مجید قیصری |
چشمه |
|
23 |
کتاب بی نام اعترافات |
داوود غفارزادگان |
روزنه |
|
24 |
بارداری بی هنگام آقای میم |
محمدرضا مرزوقی |
روشنگران |
|
25 |
اعترافات یک عکاس |
بنفشه حجازی |
روشنگران |
|
26 |
زنان فراموش شده |
منصور کوشان |
ققنوس |
|
27 |
زمان منفی |
هدا عربشاهی |
ققنوس |
|
28 |
ایام بی شوهری |
نسترن رها |
ققنوس |
|
29 |
جنگل پنیر |
فرشته احمدی |
ققنوس |
|
30 |
مایک سرو گردن از تنفنگها بلندتریم |
شاهرخ تندروصالح |
ققنوس |
|
31 |
ماجرا از این قرار بود که |
ساسان عاصی |
ققنوس |
|
32 |
اره برقی خاموش است |
حسن بهرامی |
ققنوس |
|
33 |
مارمولکی که ماه را بلعید |
قاسم شکری |
ققنوس |
|
34 |
ذوب شده |
عباس معروفی |
ققنوس |
|
35 |
من گنجشک نیستم |
مصطفی مستور |
مرکز |
|
36 |
توپ شبانه |
جعفر مدرس صادقی |
مرکز |
|
37 |
رازسکوت،هملت به روایت خواهر شکپیر |
مهدی صداقت پیام |
مروارید |
|
38 |
عاشقی در خیال |
حسن اصغری |
نگاه |
|
39 |
سیاووش آنوشک |
علیرضا عطاران |
نوند مشهد |
|
40 |
سفر کرده ها |
حسین نوش آذر |
نی |
|
41 |
گمگمه های برف |
حسن فرهنگ فر |
نی |
|
42 |
سلام مترسک |
منیرالدین بیروتی |
نیلوفر |
|
43 |
زیر چتر شیطان |
محمدایوبی |
هیلا |
|
44 |
هیچ کس مقصر نیست |
سارا حسن زاده |
هیلا |
|
45 |
مایا یا قصه آپارتمانی در خیابان کریم خان |
فرید قدمی |
هیلا |
|
46 |
شبانه های پدرم |
جمشید طاهری |
هیلا |
|
47 |
آفتاب پرست نازنین |
محمدرضا کاتب |
هیلا |
تونل رسالت، شهربانو و کیف پولی به ارزش نیم میلیون ریال
توی ترافیک تونل رسالت گیر افتاده اند. قرارشان ساعت دو بوده و حالا ساعت دو و سی دقیقه است .
زن دفتر تلفن گوشیاش را میگردد. به شمارهای میرسد. دکمه سبز گوشی را میزند. بوق...بوق...و مردی گوشی را برمیدارد. زن وقتی مطمئن میشود که شماره را درست گرفته با مرد سلام و احوالپرسی میکند و بعد به او میگوید که رمانش، رمان شایسته تقدیر شناخته شده و بعد قراری را برای ساعت پنج و سی با مرد هماهنگ میکند.
ساعت سه است و ما با یکساعت تاخیر مقابل در نشر روزنه پارک کردهایم و این ما یعنی فائزه شاکری و حسین فدوی. که اضافه شدیم به صبا جاوید که از اعضای گروه است.
داوود غفارزادگان و علیرضا بهشتی یکساعتی هست که معطل ماندهاند.
فلش بک:
شماره داوود غفارزادگان را گرفتهام. بوق میخورد. و من هنوز به خاطر دارم که او کتابش را از جایزه منتقدین و نویسندگان مطبوعات و پس از آن از تمامی جوایز بیرون کشیده است. بله را که میگوید خودم را معرفی میکنم و برایش توضیح میدهم که "کتاب بی نام اعترافات" اش با تمامیت آرا بهترین رمان متفاوت سال شناخته شده. سکوت میکند و بعد میگوید که خوب میداند که جایزه ما کاملا بیحاشیه است و به قول او تا به حال تر و تمیز کار کرده. میگوید مردد شده و اینکه یکی دو روز فرصت میخواهد تا ببیند باید سر حرفش باستد یا نه.
داوود غفارزادگان و علیرضا بهشتی یکساعتی است که معطل ماندهاند.
گل و شیرینی را روی میز می گذاریم و دور آن حلقه مینشینیم. تعداد صندلیهای خالی بیشتر از تعداد ماست.
ما از کتابش میگوییم و او از اوضاع ادبی. ما از اوضاع ادبی میگوییم و او از کتابش.
از اوضاع ادبی راضی نیست و همین نارضایتی برآنش داشته تا وبلاگی راه بیاندازد و حرفهایش را بنویسند.
می گوید هیچ جایزه ای نمیتواند نویسندهای را نویسندهتر کند و یا قدرت نوشتن را از او بگیرد. میگوید دو سویه ضربه میخوریم. هم از سیاستهای ادبی و هم از اهالی ادبیات. میگوید یک جا کتابهایمان را سانسور میکنند و جای دیگر خودمان را. میگوید سی چهل سال طول میکشد تا معلوم شود یک نویسنده واقعا نویسنده است ولی حالا قضیه جور دیگری شده...میگوید و میگوید.
علیرضا بهشتی هم از کتاب میگوید که آنقدر به غفارزادگان ایمان داشته که کتابش را نخوانده و چشم بسته فرستاده ارشاد.
حسین فدوی هم از جایزه میگوید و تاکید میکند که امسال دومین سالی است که بهترین رمان متفاوت سال با تمامیت آرا برگزیده شده(کتاب قبلی، عقرب روی پلههای راه آهن اندیمشک بوده) با اینکه داوریهای مرحله اول در بوشهر و شیراز اتفاق افتاده و بخشی از داوران مرحله دوم هم به این دو استان تعلق داشته باز هم تمامی داوران انتخاب واحدی داشتند.
حالا نوبت به جا آوردن آداب جایزه است
کمی قبل از به جا آوردن آداب جایزه: هرسال نویسنده متفاوت سال پیش جایزه نویسنده متفاوت سال را اهدا می کرد. هر سال ناشر برگزیده سال پیش، لوح و تندیس ناشر سال را اهدا می کرد. ولی امسال تعداد صندلیهای خالی بیشتر از تعداد صندلیهای پر است. پس دبیر جایزه جایگزین نویسنده و ناشر برگزیده سال پیش می شود.
یکی از دسته گلها در دستان غفارزادگان است که او هم گل را به علیرضا بهشتی تقدیم میکند. پس از آن تندیس بهترین رمان متفاوت سال 1388(که مثل هر سال توسط استاد طاهر شیخ الحکمایی طراحی و اجرا شده) به داوود غفارزادگان سپرده می شود و پس از آن لوح بهترین رمان متفاوت سال 1388.
متن لوح:
جناب آقای داوود غفارزادگان
جایزه بهترین رمان متفاوت سال «واو»، پس از دو مرحله داوری و بررسی آثار چاپ شده در سال 1388، رمان « کتاب بینام اعترافات» جنابعالی را برای شکل و شیوه نو و در خور توجه روایت و بازیهای آن، تنوع در لحن و زبان و توجه به قصه، این عنصر فراموش شده ادبیات داستانی به شکلی تازه و نیز برای عبور از معیارها و کلیشههای متداول ادبی، بهترین رمان متفاوت سال شناخته و سعی و جسارت شما را در خلق و آفرینش آن ارج مینهد.
فائزه شاکری
دبیر جایزه ادبی "واو"
و در نهایت کیف پولی محتوی پنج ملیون ریال به او تقدیم میشود.
پس از آن نیز لوح و تندیس بهترین ناشر رمان متفاوت سال 1388 به علیرضا بهشتی سپرده میشود.
متن لوح:
جناب آقای علیرضا بهشتی
مدیریت محترم نشر روزنه
جایزه ادبی "واو" پس از انتخاب رمان "کتاب بی نام اعترافات " به عنوان بهترین رمان متفاوت سال، حضرتعالی را برای چاپ این اثر و نیز توجه به آثار خلاق و تجربههای نو در حوزه ادبیات داستانی که عملی است صرفا فرهنگی و ادبی به عنوان بهترین ناشر رمان متفاوت سال 1388 برگزیده و جسارت و توجه جنابعالی را برای چاپ چنین آثاری ارج مینهد.
فائزه شاکری
دبیر جایزه ادبی "واو"
کمی از ساعت چهار گذشته که داوود غفارزادگان و علیرضا بهشتی را به نشر روزنه میسپاریم و به مقصد خیابان کریم خان به دریای ماشینی خیابان توحید میپیوندیم.
وارد نشر چشمه که میشویم محمدحسن شهسواری، کاوه و بهرنگ کیائیان دور یک میز نشستهاند. ما نیز کنار آنها مینشینیم.
با شهسواری هم از اوضاع حرف میزنیم. اینکه همین اندک تریبون ها را باید حفظ کرد. اینکه باید تحت هر شرایطی نوشت و اینکه کار جدید شهسواری با عنوان "شهربانو" همین امروز وارد بازار کتاب شده و من و حسین فدوی اولین و دومین نفری بودیم که صاحب این کتاب شدیم و البته خود شهسواری سومین نفر! و در نهایت عذرخواهی نویسنده بابت اینکه این کار متفاوت نیست!
و حالا نوبت به جا آوردن آداب جایزه است
یکی از دسته گلها در دستان محمد حسن شهسواری است که لوح تقدیر اثر شایسته تقدیر به دست دیگر نویسنده سپرده میشود.
متن لوح:
جناب آقای محمد حسن شهسواری
جایزه بهترین رمان متفاوت سال «واو»، پس از دو مرحله داوری و بررسی آثار چاپ شده در سال 1388، کتاب "شب ممکن" جنابعالی را برای شکل و شیوه نو و نامنتظر روایت، تکنیکهای خلاقانه و ایجاد فرمی بدیع، شایسته تقدیر میداند و جسارت و کوشش شما را در خلق و آفرینش آن ارج مینهد.
فائزه شاکری
دبیر جایزه ادبی "واو"
دسته گل بعدی نیز به کاوه کیائیان تقدیم میشود که در غیاب پدر نماینده اوست.
و این جا، درست همین جا نقطه پایانی است بر هفتمین دوره جایزه ادبی "واو" که به شکل کاملا خصوصی برگزار شد.
نامزدها ی نیمه نهایی
دیگر اسمت را عوض نکن/مجید قیصری/چشمه
شب ممکن/محمدحسن شهسواری/چشمه
کتاب بی نام اعترافات/داوود غفارزادگان/روزنه
مارمولکی که ماه را بلعید/قاسم شکری/ققنوس