
|
»
چهار اثر در گردونه داوری واو » روزی روزگاری بدون مراسم پایان گرفت » محمد ایوبی درگذشت/ سایت خزه(محمد ایوبی)
|
|
یادداشت مدیران |
| ■ فائزه شاکری |
| ■ حسین فدوی |

برگزیدگان 1386
|
بهترین رمان متفاوت بوی خوش تاریکی قاسم شکری بهترین ناشر رمان متفاوت نشر مرکز - علیرضا رمضانی رمان متفاوت شایسته تقدیر قربانی باد موافق محمد طلوعی
|
|
|||||
|
برگزیدگان
1385
|
||||||
|
بهترین ناشر رمان متفاوت
نشر نی - جعفر همایی
رمان متفاوت شایسته تقدیر
دیلماج حمیدرضا شاه آبادی
بهترین رمان
متفاوت
عقرب روی پله های راه آهن اندیمشک حسین مرتضائیان آبکنار |
|
|||||
|
برگزیدگان 1384 بهترین رمان متفاوت به گزارش اداره هواشناسی، فردا این خورشید لعنتی مهدی یزدانی خرم بهترین ناشر رمان متفاوت نشر ققنوس - امیر حسین زادگان رمان شایسته تقدیر کتاب اعتیاد شهریار وقفی پور |
|
|||||
|
برگزیدگان 1383
|
||||||
|
بهترین رمان متفاوت رمادی آرش جواهری
رمان شایسته تقدیر فرانکولا پیام یزدانجو بهترین ناشر رمان متفاوت نشر چشمه- حسن کیائیان |
|
|||||
|
برگزیده 1382
|
||||||
|
بهترین رمان متفاوت
نفس نکش، بخند، بگو سلام حسن بنی عامری |
|
![]() |
داوری دوره ششم
|
|
|
ویژه سالینجر
◄زندگی سالینجر از نگاه زن های تاثیر گذار زندگی او |
|
|
معرفی کتاب ...یکی از اخلاق های خوبم این است که وقتی گریه ی کسی را می بینم خنده ام می گیرد: سر قضیه ی جیران همین طوری شده بود. جیران می خواست خودش را بکشد. اتفاقی ما این را فهمیده بودیم. و بدو رفته بودیم سمت کوه. خوب توی کوه برای جیران اتفاق ناجوری افتاده بود و از شانس اش شکمش بالا آمده بود و ... |
|
|
گفتگو علی چنگیزی و خبرنگار مهر با محمد ایوبی . محمد ايوبي متولد 1321 شهر اهواز است و از معدود نويسندگان دهه هاي 30 و 40 خورشيدي است که هنوز قلم مي زند. رمان هاي «راه شيري»، «سفر تا سرطان مغول»، سه گانه «آواز طولاني جنوب»، مجموعه داستان «مراثي بي پايان» و همچنين رمان «طيف باطل» از آثار اوست. به تازگي دو رمان از وي به چاپ رسيده است. «صورتک هاي تسليم» که از سوي «انتشارات افراز» منتشر شده است و همچنين «زير چتر شيطان» که از سوي «نشر هيلا» به بازار کتاب عرضه شده است. وي رمان ديگري را با نام «مرد تشويش هميشه» در دست نشر دارد.
|
|
|
معرفی کتاب ...پدرم گفته بود هیچ جا نباید شب بمونید. پدرم رفت بیست تا ترکه چوب از درخت کند. من و اون یکی خواهرم رو تو اتاق کرد. من رو نشوند روش. به خواهرم گفت پاهاش رو نگه داره. چفت درم بست... |
|
|
نقد کتاب جسین فدوی اثري قابل تامل و در خور توجه كه حتي مي توان آن را اثري متفاوت شمرد چراكه در اين مجموعه نويسنده نه تنها به واقعيت از منظري جديد مي نگرد و آن را همانند يك وهم ،يك خيال متزلزل وبي ثبات نشان می دهد بلكه...
|
|
|
معرفی کتاب جیغ ساعت هشت صبح "میم" فقط از سر درد نبود. آمیزه ای بود از زوال لذت جسمانی جنسیتی لگدمال شده که می شد با سرسختی تمام ته مایه ای از جنون در آن دید... |
|
|
'گفتگو فائزه شاکری وحسین فدوی با مصطفی مستور اگر من به عنوان نویسنده، انسانی متفاوت باشم با تمام مشخصههایم، نگاهم به زن، به عشق، به سیاست، به جامعه، به مذهب، به هنر و به همه اینها متفاوت باشد و البته نویسنده باشم و بکوشم که این نگاه متفاوت را در اثرم بیاورم مطمئن باشید که کار من متفاوت خواهد بود...
|
|
|
معرفی کتاب من لخت بودم، از تب مي سوختم. هدايت داخل من شده بود، مداحي مرگ را مي كرد. مرگ شبيه آن مرد،مرد مادرم بود. داشت لباسهايش را مي كند. مي كند و مي خنديد... |
|
|
نقد کتاب حسین فدوی درست است محتوا، ناقل احساسات و عواطف و افکار نویسنده است اما از این نیز نباید غافل شد که توجه تام و خاص به آن می تواند به لحاظ زیبا شناختی به اثر لطمه وارد سازد . از طرفی محتوا و برداشتی که از آن وجود دارد از مسائل غامض و جنجال برانگیز محسوب می شود که دشواری آن می تواند باعث ریزش خواننده و برداشت های نادرست آن شود... |
|
|
معرفی کتاب بي بي امشب مهمان دارد. به كوري چشم بولدوزرها و لودرها! سفره عيالواري پهن شده توي اتاق بزرگه. از اين سر تا آن سر اتاق. سالار بالاي مجلس نشسته، موهايش را حنا بسته، سرانه پيري بند انداخته... |
|
|
'گفتگو فائزه شاکری با عباس پژمان جوايز قصد دارند کاري کنند که تا حدي غيرممکن است. آنها مي خواهند بهترين اثر را انتخاب کنند. گاهي اين بهترين اثر وجود ندارد ولي جوايز انتخابشان را می کنند. |
|
|
نقد رمان حسین فدوی و همه اينها توهمات ماليخوليايي شده است كه قصه اين رمان را مي سازد. رماني كه چيزي نيست جز عينيت بخشيدن به واقعيت دروني . همان واقعيت هاي خيالي که جايگزين واقعيت هاي عيني شده است. |
|
|
داستان فائزه شاکری بلند که می شوم صبح است. همیشه همین است. همیشه بلند که میشوم صبح است، وقتی می خوابم شب. باید یکبار وقتی می خوابم صبح باشد وقتی بیدار می شوم شب. شاید این طوری یک طور دیگر بگذرد... |
|
|
نقد رمان حسین فدوی در اين رمان عوالم و عواطف پيچيده و در هم تنيده ذهني آدمها كه متاثر از رخدادهاي بيروني (رخدادهايي كه محصول تاريخ و مواد تاريخي اند) و خاطرات گذشته آنها بوده به خوبي نشان داده شده است |
|
|
یادداشت امیرعلی نجومیان فوكو مي گويد : مولف منبع و مرجع دلالت هايي كه اثر طرح مي كند نيست. منظور اين است كه مولف پيش از متن نمي آيد. مولف تنها يك نقش است كه در هر اپيستم يا معرفت نقش آن محدود و مشخص مي شود. |
|
|
معرفی کتاب مخلوق کاروان می رفت رو به افق . رو به افق سرخ رو گشوده در کویر ، و خورشید نشسته بود روی گونه ی برشته ی مغرب . صدای جلنگاجلنگ زنگوله می آمد ، زنگوله ی آویخته زیر گلوی لوک پیش رو ، و هوره باد شوری که می وزید .ساربان رسن لوک را بر دوش انداخته بود و پاکشان می رفت ، رو به راه نا آشنای کویر ... |
|
|
یادداشت محمود فلکی
گرفتن جایزه (هر جایزهای) لزومن تضمینی برای
برتری کار ادبی نیست. چه بسا نویسندگانی در دورهای جایزهای، حتا
جایزهی مهم جهانی مانند نوبل، را ربودهاند، ولی بعدها بهکلی
فراموش شدند. |
|
|
نقد رمان فائزه شاکری جملات آغازین رمان بوی خوش تاریکی یاد آور جمله ابتدائی رمان بوف کور است و به همین سبب تداعی این جملات می توانند نشانه ورود به دنیای ذهن، خیال و توهم و جادو باشد که هست... |
|
|
نقد رمان حسین فدوی "ترجيع بندي براي شاعران جوان " را پيش از هر گونه ارزشگذاري كيفي، مي توان اثري متفاوت نسبت به ديگر آثار اين نويسنده و حتي بسياري از آثار به چاپ رسيده در سال 1386 دانست. |
|
|
معرفی کتاب
پس از نماز جنازه، تابوت سر دست جوانان بلند شد. علی خان رو به سید گفت"برویم." و پیش افتاد. در راه فقط به فکر نگاه سرد و وهم انگیز، و سیاهی خوف آور چشم های رحمان بود که به آن حال انداختش. حالی که هرگز تجربه نکرده بود، حتی در رودرویی با مار که جیغ می زد و می گریخت. نیروی نگاه رحمان ترسناک تر از نگاه مار بود... |
|
|
داستان امیرحسین خورشیدفر نسيم سعي كرد مزه ي شير چايي را به خاطر بياورد. در تمام زندگيش فقط همين جا شير چايي خورده بود. يادش آمد دفعه قبل روي سينه دراز كشيده بود و دست هايش را به هم مي ماليد و مي گفت مزه شير قهوه مي دهد... |
|
|
یادداشت آرش جواهری بايد پذيرفت كه آثار متفاوت غالبا زشتند البته داخل گيومه . چون با معيارهاي زيبايي شناسي معمول ناهمخوانند . همانگونه كه ما در آلبوم عكسهاي قديمي پدرانمان با نيشخند نگاه مي كنيم همانگونه نيز بر چهره غريب پسرا نمان مي خنديم... |
|
|
نقد رمان حسین فدوی |
|
|
معرفی کتاب
"ترجيع بندي براي شاعران جوان " را پيش از هر گونه ارزشگذاري كيفي، مي توان اثري متفاوت نسبت به ديگر آثار اين نويسنده و حتي بسياري از آثار به چاپ رسيده در سال 1386 دانست. |
|
|
نقد رمان فائزه شاکری بغض سرخ را بی هیچ تردید می توان یکی از بهترین های سال 86 دانست که با وجود دینی بودن و پرداختن به واقعه کربلا همانند آثار هم شکل و همسان خود اسیر ایدئولوژی زدگی نشده و داستان و داستان پردازی را قربانی آن نکرده است... |
|
|
داستان سیمین دانشور مرد كفش خان بزرگ را در دست گرفت و خواند: اي واويلا همي كفش او پاش بي. زن ها و مردها در جواب او، واويلاي كشداري را از اعماق سينه هايشان بيرون مي فرستادند و سينه مي زدند. صداي واويلا، زمين و زمان را به هم پيوند زده بود... |
|
|
نقد رمان حسین فدوی اين رمان (البته اگر بشود گفت رمان) داستان تنهايي و سرخوردگي هاي زن معلولي است (البته پير دختری) به نام مينو كه تن به خودكشي مي دهد اما پس از نجات و تحت درمان قرار گرفتن طبق دستور روان پزشك خود اقدام به...
|
|
|
داستان فائزه شاکری گفته بود همين شنبه. گفته بود مي شه چهارده بهمن. گفته بود بالاي پشت بوم.گفته بود ده و بيست و چهار دقيقه. گفته بود خيلي دوسش دارم, مواظبش باش. يه جوري گفت مواظبش باش كه دلم هري ريخت... |
|
|
يادداشت ناهيد توسلي
هنر، به ويژه ادبيات كه، بخشي از آن است، بيش از هر مؤلفةاي از «تخيّل» محض سرچشمه ميگيرد. «تخيّل»، زاييدة ذهنيتي زنانه است، ذهنيتي كه از «زنِ» درون آدمي نشات ميگيرد، حال اين آدميزاده «نر» باشد يا «مادينه»، چه تفاوتي...
|
|
|
گفتگو حسین فدوی با آرش جواهری به اعتقاد من تفاوت از آنجا آغاز می شود که نویسنده عین فرم روزانه نباشد یا حتی به عقب برگردد. یعنی اگر از شیوهای جدید نمی تواند استفاده کند، لااقل از شیوه معمول هم استفاده نکند و برگردد به شیوه ای که غیر معمول است ... |
|
|
نقد رمان فائزه شاکری |
|
|
يادداشت محمد صنعتي ادبيات متفاوت تاريخدار است وبايد مكان يا سرزمين و فرهنگي كه در آن خلق شده نيز مشخص باشد. با تمام اين اوصاف ولي ميتوان هنوز سراغ ادبيات داستاني متفاوتي را گرفت كه در همه سرزمينها و براي تمامي فصول، متفاوت باشد و متفاوت هم بماند، ادبياتي كه زمان و مكان ندارد... |
|
|
نقد رمان حسین فدوی «من جر مي زنم» نوشته شيوا پورنگ از آن دست آثاري است كه به نظر مي آيد تجربه اول نويسنده اش باشد، البته نه به آن خاطر كه اول كتاب پر است از تقديم شدن به اين و آن... |
|
|
نقد رمان حسین فدوی
آبكنار در رمان عقرب به گونه اي دست به قالب شكني و عرف ستيزي در
حوزه جنگ زده است كه خلاف باورهاي متداول و كليشه شده جنگي است به
عبارتي از آدمهاي جنگ آشنايي زدايي نموده...
|
|
|
نگفتگو فائزه شاكري و حسین فدوی با پیام یزدانجو ...بله، همهی آثار با هم متفاوت اند، هر اثری با اثر دیگر، تا حدودی، تفاوت دارد؛ اما خب که چه؟! مگر هر تفاوتی قابلاعتنا است؟ معلوم است که نه... |
|
|
گفتگو فائزه شاكري فتح الله بي نياز، مديا كاشيگر، احمد غلامي، مهدي يزداني خرم ، حسن محمودي، بلقيس سليماني و شهريار وقفي پور... ادامه مطلب>> |
|
|
نقد مجموعه داستان حسین فدوی ادامه مطلب>> |
|
استفاده از مطالب این سایت با ذکر منبع و لینک مستقیم بلامانع است. |
|
| ■ درباره سایت |
| ■ درباره واو |
| ■ جایزه |
| ■ نقد رمان |
| ■ نقد مجموعه داستان |
| ■ اخبار واو |
| ■ اخبار جوایز |
| ■ تماس با واو |
| ■ سایت گذشته واو |
| ■نقدواوبلاگ(وبلاگ اختصاصی نقد) |