نام:

ایميل:

نشانی اينترنتی:

پيام:



 

جایزه ادبی واو قصد دارد تا تمامی نقدهای رمانها و مجموعه داستانهایی که از سال 1382 (یعنی سال آغاز فعالیت این انجمن) به چاپ رسیده اند را در این سایت جمع آوری نماید. در راستای این هدف در صورت تمایل می توانید نقدهای خود را با ذکر مشخصات کامل به آدرس ایمیل این انجمن ارسال نمایید تا در بخش مربوط به خود انتشار یابد.

    

یادداشت مدیران

■ فائزه شاکری
■ حسین فدوی

 

 معرفی کتاب

کتاب: مارها تشنه اند

نویسنده: امیرمحمد اعتمادی

ناشر: آگه

صفحات:252

قیمت: 2500

 

فال کتاب:

جیغ زن های پای ایوان اوج گرفت و موج گریه ی تازه ای آمد. میت را برای کفن پوشی بر سکو گذاشته بودند. جمعیت از هر سو هجوم برد. هر کس می کوشید نزدیکتر بایستد ، دیگران را کنار می زد و سرک می کشید. اما علی خان و سید مهدی از جا نجنبیدند. دیگر مردان حلقه نیز ایستادند و از دور می نگریستند.

 پس از نماز جنازه، تابوت سر دست جوانان بلند شد. علی خان رو به سید گفت"برویم." و پیش افتاد. در راه فقط به فکر نگاه سرد و وهم انگیز،  و سیاهی خوف آور چشم های رحمان بود که به آن حال انداختش. حالی که هرگز تجربه نکرده بود، حتی در رودرویی با مار که جیغ می زد و می گریخت. نیروی نگاه رحمان ترسناک تر از نگاه مار بود...