نام:

ایميل:

نشانی اينترنتی:

پيام:



 

جایزه ادبی واو قصد دارد تا تمامی نقدهای رمانها و مجموعه داستانهایی که از سال 1382 (یعنی سال آغاز فعالیت این انجمن) به چاپ رسیده اند را در این سایت جمع آوری نماید. در راستای این هدف در صورت تمایل می توانید نقدهای خود را با ذکر مشخصات کامل به آدرس ایمیل این انجمن ارسال نمایید تا در بخش مربوط به خود انتشار یابد.

    

یادداشت مدیران

■ فائزه شاکری
■ حسین فدوی

 

 

گپي مكتوب با محمد ايوبي◊

پنجاه رمان، هر كدام برادر ديگري

 

اثر شما كانديد دريافت تنديس رمان متفاوت سال شده است. آيا شما هم رمان خودتان را يك اثر متفاوت مي دانيد ؟

 عرض کنم : خبرنداشتم که « اندوه جنوبی » من کاندید دریافت تندیس رمان متفاوت سال شده است ! مطلب، بعدازنیم قرن نوشتن، برای من هم عجیب آمد، هم برلبه ی درّه ی هول پرسشی ازخود قرارداد که : بدک به نظرنمی رسد درشصت وچندسالگی نوشته ی آدم مورد توجه اندیشه ها وبرداشتهای ذهن هایی جوان ومهمتر، متفاوت قرارگیرد ( شناگرانی که خلاف جریان آب شنا می کنند و درست یا نادرست ، می کوشند هوایی تازه و از نوعی دیگررا استنشاق کنند . ) و نیز بعد از پنجاه سال نوشتن، یکی ازکارهایم کمی تا قسمتی ازسایه بیرون آید .

    اما من، مؤلفه ی مهم هرکتاب خوب را متفاوت بودن آن می دانم . حتا دوکتاب ازیک نویسنده باید باهم متفاوت باشند وگرنه ول معطلی است . درخشش « بوف کور» هدایت متفاوت بودن آن است با کارهای دیگر زمانه ی خود او، و نیز خود هدایت .

 

 تفاوت در حيطه ادبيات داستاني براي شما معنايي دارد و آيا در تقسيم بندي آثار داستاني اين معيار را مي پذيريد؟

  عرض کردم « تفاوت » درحیطه ی ادبیات و هنرهای دیگر اصلی مهم است . اما درتقسیم بندی ، هرکس می تواند تقسیم بندی هایی تازه و البته قابل قبول را مطرح کند . نویسنده هایی را می شناسیم که مثلا ً پنجاه رمان نوشته اند، هرکدام برادر دیگری، شبیه هم، آن چنان که خواننده ، به یاد جمله ای ازکارشان می افتد، خیال می کند در فلان کتاب اوست بعد درمی یابد در بهمان کتاب او بوده و بعدتر متوجه می شود جمله ی دلخواهش ـ کمی کمتر یا بیشترـ درتمام پنجاه کتابش آمده .

 آيا ادبيات متفاوت مي تواند يك ژانر ادبي باشد ؟ دراين صورت آياخودش را نقض نمي كند؟

 من ، متاسفانه « ژانر» را قبول ندارم . شعر باید شعرباشد و داستان باید داستان . هنرمند را هنرش درپی می کشد ، جدول ضرب ومعادله حرف دیگری است . به قول حافظ
« درجهان هنرمند ، شکسته دلی می خرند و بس » کارباید کار باشد . ژانر را سنگ قلاب کنیم برای منتقدان ، که بسیاری شان بی ربط هم می گویند که بازار خود فروش ازآن سوی دیگراست .

 

آيا ادبيات متفاوت مي تواند بومي ومتعلق به جغرافيايي خاص باشد يا هر چه هست گرته برداري از آثار غربي است؟

   چه کسی فتوا داده رمان متفاوت ( یعنی خوب وعمیق درفرم وپرداخت ومحتوا و ... که همه آمیخته اند به هم ) باید ازادبیات غربی گرته برداری کند ؟ هزارویکشب و عقل سرخ سهروردی و داستانهای رمزی دیگرش ازغرب گرته برداری شده اند ؟ دست برقضا ، غرب از کارهای اصیل ومتفاوت ما گرته برداری کرده و متأسفانه چون قدرت مادی وسیاسی اش را دارد ، همه چیزرا مصادره به مطلوب می کند ، ولی این ظاهرقضیه است ! آدمها، قصه، فضا و حتا گویش « اندوه جنوبی»  مختص و متعلق است به جنوب ـ آن هم دوشهرخوزستان: اهواز و خرمشهر، پس اگر گرته برداری ازغرب یا هرکجا و هرکس باشد ، چندروزه نوبت اوست . زودا زود از یاد می رود .

 

 نگارش يك رمان متفاوت مي تواند جريان ساز باشد؟

  نگارش و نشر یک رمان متفاوت و خوب می تواند جریان ساز باشد ، درصورتی که نخست باید کتاب خوان حرفه ای داشته باشی درمملکتت، دوم : اعاظم وبزرگان لااقل ترتیب ترجمه ی رمان های خوب را به زبان های زنده جهان بدهند ! مگرنه جناب کوئیلو، بهترین کتابش « کیمیاگر» را ازمثنوی ، یا عجایب المخلوقات یا عطاریا هزارویکشب می دزدد؟ این جریان سازی که کوبش طبل رسوایی کوئیلوها وکاتبانی بی دریافت و بی سواد ادبی آدمهایی است که این زایده ها را حلواحلوا می کنند !

 

 وضعيت و كيفيت ادبيات داستاني متفاوت را در حال حاضرچگونه ارزيابي مي كنيد؟

  این سئوال ، چند صفحه جواب دارد ( که خود مقاله ای است ) پس بگذاریمش برای زمانی دیگر به قول مولانا « وقتی که خون ، شیرمی شود » .

 

آيا در ميان آثار چاپ شده در دو سال گذشته به رمان متفاوت برخورده ايد؟ از منظر شما اين آثار داراي چه ويژگي هايي بودند؟

  حتما ً برخورده ام :  مثلا ً به کارهایی ازحسن بنی عامری و ...  مرا عفوکنید ، الان به یاد نمی آورم ( واین گمانم گناهش گردن خودشماست . سئوالات را برای من میل می کنید ، اما نمی گویید تا چه وقت باید به آنها جواب بدهم ، بعد چهارشنبه روزی تلفن می فرمایید که تا آخرهفته ، جوابها را لازم دارید . یعنی یک شبه ، برای همین خودم می دانم پاسخ هایم یک چهارم آن نیستند ، که باید می نوشتم ، هم ازنظرکیفیّت ، هم ازنظرکمّیت . مثلا ً باید براین مّهم مانوری اساسی می دادم که چگونه رمانی خوب ومتفاوت به وجود می آید ؟ ونویسنده دامنه ی دانایی وشناخت « حال » زمانه وتاریخ خود ونیز« گذشته » ی تاریخ ، ادبیات و دانش او، چه میزان باشد و برداشت او از سنت، مدرنیته و پسامدرن وآدمها و چگونگی بهره گیری ازعوامل ناب داستانی اش دراین برهه ، چگونه باید صورت بگیرد و ...

 

◊ «اندوه جنوبي» اين نويسنده كانديد دريافت بهترين رمان متفاوت سال 1385 بوده است.