نام:

ایميل:

نشانی اينترنتی:

پيام:



 

جایزه ادبی واو قصد دارد تا تمامی نقدهای رمانها و مجموعه داستانهایی که از سال 1382 (یعنی سال آغاز فعالیت این انجمن) به چاپ رسیده اند را در این سایت جمع آوری نماید. در راستای این هدف در صورت تمایل می توانید نقدهای خود را با ذکر مشخصات کامل به آدرس ایمیل این انجمن ارسال نمایید تا در بخش مربوط به خود انتشار یابد.

    

یادداشت مدیران

■ فائزه شاکری
■ حسین فدوی

 

 

گپي مكتوب با حسن بني عامري

به تقسيم بندي هاي محدود كننده مشكوك اعتقاد ندارم

 

نجمه سجادي

اثر شما كانديد دريافت تنديس رمان متفاوت سال شده است. آيا شما هم رمان خودتان را يك اثر متفاوت مي دانيد ؟

من فقط ميدانم كه اين رمان هم مثل ديگر آثارم به شدت حرف دلم بوده است و به شدت شبيه خودم بوده است و به شدت دوستش دارم. به خصوص كه سالها از نوشتنش گذشته است و چيزي از شيفتگي ام به سطر سطر نوشته هايش كم نشده است.

 

تفاوت در حيطه ادبيات داستاني براي شما معنايي دارد و آيا در تقسيم بندي آثار داستاني اين معيار را مي پذيريد؟

تفاوت يعني با تمام وجود «خود بودن» و با تمام اعتماد به نفس كامل آن را در داستان فرياد زدن. فقط وقتي مي شود متفاوت باشي كه واقعا خودت باشي.

 

آيا ادبيات متفاوت مي تواند يك ژانر ادبي باشد ؟ دراين صورت آياخودش را نقض نمي كند؟

 داستان بايد ذاتا داستان باشد. داستان نويس واقعي به وقت نوشتن فقط به ناب كردن داستانش مي انديشد نه اينكه در چه ژانري قرار مي گيرد يا قرارش مي دهند. بعد هم آنكه من به هيچ وجه به هر جور تقسيم بندي محدودكننده ي مشكوك سراپا تقصير در ادبيات اعتقاد ندارم.

 

آيا ادبيات متفاوت مي تواند بومي ومتعلق به جغرافيايي خاص باشد يا هر چه هست گرته برداري از آثار غربي است؟

داستان اگر با خون نويسنده اش نوشته نشود داستان نيست. سرزمين و اعتقادات هر نويسنده هم جزء لاينفك و فنا ناپذير اين خون است.

 

نگارش يك رمان متفاوت مي تواند جريان ساز باشد؟

فقط مي تواند به ديگران ثابت كند كه نبايد مثل ديگري بود. اگر اين فكر بنيادين در نويسندگان يك مملكت دروني شود باعث شكوفايي و رشد ادبيات آن كشور خواهد شد وگر نه كه نه!

 

وضعيت و كيفيت ادبيات داستاني متفاوت را در حال حاضرچگونه ارزيابي مي كنيد؟

دوستانم در كنكاش هستند براي پيدا كردن جوهره وجودي خودشان. اين اتفاق درخشان دارد مي افتد و اتفاقهاي درخشان تر وقتي مي افتد كه به خودمان و به فرهنگ غني مان و به سرزمين كهنمان ايمان بياوريم و هر كداممان با دغدغه شخصي خودمان تمامشان با عزم جزم بنويسيم.

 

آيا در ميان آثار چاپ شده در دو سال گذشته به رمان متفاوت  برخورده ايد؟در صورت امكان اين آثار را نام ببريد. از منظر شما اين آثار داراي چه ويژگي هايي بودند؟

" كافكا در كرانه" هاروكي مورا كامي (ژاپن) با ترجمه مهدي غبرايي يك رمان شگفت خوشخوان است كه صد درصد ژاپني است و صد در صد آمريكايي است و صد در صد جهاني است.  مورا كامي فوت كوزه گري نويسنده ژاپني و در عين حال جهاني بودن را با اين كتاب در اختيار همه گذاشته است. توصيه مي كنم هركس مي خواندش با دقت كامل بخواندش. تلاشهاي دوستم محمد رضا كاتب هم در دو رمان آخرش ستودني است. رمان " چشمهايم آبي بود" يك اتفاق  شگفت است كه ارشاد غير قابل چاپ اعلامش كرده و رمان " آفتاب پرست نازنين " هم ماههاست منتظر مجوز است. ادبيات ايران با چاپ اين دو رمان رنگي دلگرم كننده تر خواهد گرفت. خيلي متاسفم كه تا الان تنها خواننده اين دو رمان فقط من هستم و ناشران آنها . بيائيد همه مان دعا كنيم كه هيچ انديشه نويني در قيد و بند هيچ چهار چوبي محصور نماند.