نام:

ایميل:

نشانی اينترنتی:

پيام:



 

جایزه ادبی واو قصد دارد تا تمامی نقدهای رمانها و مجموعه داستانهایی که از سال 1382 (یعنی سال آغاز فعالیت این انجمن) به چاپ رسیده اند را در این سایت جمع آوری نماید. در راستای این هدف در صورت تمایل می توانید نقدهای خود را با ذکر مشخصات کامل به آدرس ایمیل این انجمن ارسال نمایید تا در بخش مربوط به خود انتشار یابد.

    

یادداشت مدیران

■ فائزه شاکری
■ حسین فدوی

 

 

در متن گپ و گفتگو با امیرحسین زادگان مدیرمسئول  نشر ققنوس

 کتاب یا باید نان داشته باشد یا نام

 

   چند کتاب که می‌خرد و می‌خواند، دیگر پولی نداشته برای خرید کتاب‌های بعدی! تصمیم جدیدی می‌گیرد. کتاب‌هایش را که به 10 جلد رسیده بوده می‌گذارد پشت ویترین مغازه‌ی پدرش که خوار و بار فروش بوده. کتاب‌ها کم‌کم زیاد می‌شوند تا می‌شوند بساط و کشیده می‌شوند جلوی مغازه‌ی پدر. کتاب‌ها را از سرآسیاب مهرآباد 9 هزار ریال می‌خریده، می‌فروخته 11 هزار ریال.

«صاحب کتابفروشی که شدم کارم زیاد بود. غلط‌گیری می‌کردم، چاپ هم، پشت دخل کتاب می‌فروختم، حسابدار هم بودم، الان هم بعد از 30 سال کار و حدود 40 نفر همکار در ققنوس علاوه بر مدیریت مؤسسه، کارهای اجرایی زیادی دارم و حداقل در روز 12 ساعت کار می‌کنم.»

در سال‌های 58 و 64 ورشکست می‌شود. یک بار هم مغازه‌اش آتش می‌گیرد، ولی به قول خودش کسی که با عشق و علاقه وارد شود، دیگر نمی‌تواند بیرون برود.



   قرارمان را گذاشته بودیم برای 11:30 صبح. حدود ساعت 12 من(که یعنی فائزه شاکری باشم) و حسین فدوی و شهرام مرادی به همراه محمدحسینی ویراستار نشر (نویسنده‌ی کتاب «آبی‌تر از گناه») نشسته بودیم یک طرف میز و امیرحسین زادگان نشسته بود روبرویمان. با واو آشنا بود.6 بهمن 84، بدون اینکه بشناسیمش در مراسمان شرکت کرده بوده.

   برای او و محمد حسینی توضیح دادیم که هدفمان از ملاقات‌ها و گپ و گفت‌هایی از این دست، این است که با نگاه ناشران به آثار متفاوت آشنا شویم.

 "اصلاً اگر تیراژ کتاب زیر 2000 تا باشد برای ناشر سودی ندارد." حسین زادگان می‌‌گوید کتاب یا باید نان داشته باشد یا نام. «در آینده‌ی چاپ بعضی کتاب‌ها می‌بینم که برگشت مالی ندارد. اما چون ناشر وظیفه دارد غیر از اقتصاد، به فرهنگ هم فکر کند، کتاب‌هایی را که فکر می‌کنیم مناسب است بدون در نظر گرفتن میزان فروش آن را چاپ می‌کنیم. وقتی سال 78 «هیس» را چاپ می‌کردم می‌دانستم پرفروش نیست و ولی در کنار آن رمان دیگری چاپ کردم به نام «دالان بهشت» که به چاپ 24 رسید.»

   ققنوس به طور متوسط هفته‌ای 5 رمان یا مجموعه داستان پیشنهادی دارد که در مجموع 10 تا از آن‌ها را در سال چاپ می‌کند. با وجود مشاورانی که دارد، همه‌ی آثار حتی اگر ارزش انتشار نداشته باشند یک بار خوانده و از همه لحاظ سنجیده می‌شوند و بعد در مورد آن‌ها تصمیم‌گرفته می‌شود.

 آثار متفاوت آشنایی‌زدایی‌هایی انجام می‌دهند که برای مخاطب بیگانه است و او را پس می‌زند. همین امر باعث نمی‌شود که یک اثر را کنار بگذارید؟

 حسین زادگان: هیس همین‌طور بود. قبل از چاپ چند نفر آن را خواندند - چند نفر از مخاطبین عادی که بر اساس نظر آن‌ها تیراژ یک کتاب مشخص می‌شود - نظر موافقی نداشتند ولی من آن را چاپ کردم. حتی بعضی کتاب‌ها هست که می‌دانم مجوز نمی‌گیرد اما بررسی‌‌هایم را روی آن انجام می‌دهم.

   محمدحسینی می‌گوید مجموعه عواملی باعث می‌شوند تا یک اثر تأیید شود که بررس‌ها با در نظر گرفتن این مجموعه عوامل یک اثر را می‌خوانند. یکی از این عوامل جسارت نویسنده است در کنار لایه لایه بودن اثر، برخورد سطحی و مبتذل نکردن با موضوع و ... بررس‌ها نظر می‌دهند و در انتها ناشر است که تصمیم می‌گیرد. که البته تصمیم او می‌تواند بر خلاف نظر بررس‌ها باشد.

  ذهن رئال در برخورد اول اثر متفاوت را کنار می‌گذارد. ذهن قالبی آثار متفاوت را بازی می بیند. در انتخاب مشاورها به چینش سلایق مختلف در کنار هم توجه دارید؟

 حسین زادگان: اعمال سلیقه حتماً اتفاق می‌افتد ولی در این بین تیزهوشی ناشر هم شرط است که سلایق بررس‌های خود را بشناسد و با اشراف بر این سلیقه‌ها تصمیم نهایی را بگیرد.عملکرد یک بررس در طول سال ناشر را به شناخت می‌رساند. ما خودمان هم به دنبال چاپ آثار متفاوت هستیم.

محمد حسینی: بررس‌ها متن را آنالیز می‌کنند و در انتها فقط می‌گویند موافقم، موافق نیستم و یا مشروطم. ناشر می‌تواند به رغم رد شدن کتاب از طرف بررس‌ها کتاب را چاپ کند یا نکند. بررس متنیت متن برایش اهمیت دارد، به مسائل اقتصادی توجه ندارد ولی ناشر به شرطی می‌تواند کار متفاوت چاپ کند یا اصلاً حضور داشته باشد که اقتصاد نشر را هم بچرخاند. اقتصاد زیربناست. گاهی یک کتاب می‌تواند از لحاظ اقتصادی کاری کند که چهار کتاب دیگر در کنار آن چاپ شوند. بررس فقط بازوی ناشر است، اگر قرار باشد تصمیم‌گیرنده باشد مطمئناً ناشر ورشکست خواهد شد. کما اینکه برخی نویسنده‌ها که ناشر شدند به کتاب سوم و چهارم نرسیده ورشکست شدند.

   ناشر متفاوت کیست؟

حسین زادگان: دغدغه‌اش فقط مسائل مادی نباشد در عین حال غیر از فرهنگ، مسائل اقتصادی را هم سامان دهد. بعضی دوستان نویسنده وقتی طبق روال قرارداد و سر وقت حق التألیف خود را می‌گیرند بسیار تعجب می‌کنند. اینرا به نوعی متفاوت می‌بینند! ققنوس کاری را که فکر می‌کند درست است انجام می‌دهد، کاری را که انجام داده برای متفاوت بودن، نبوده!

محمد حسینی: تلاش ما در متفاوت بودن و برعکس بودن نیست. شاید تفاوت بی‌عیب و نقص بودن هم باشد. تمام تلاش ققنوس این است که بی‌عیب و نقص باشد.

   منظور ما هم از تفاوت برعکس بودن نیست. منظورمان این است که کتاب‌هایی را چاپ کنید که دیگران نمی‌کنند.

 حسین زادگان: بعد از چاپ «من ببر نیستم» دوستان زیادی به من برای چاپ این اثر و نثر سنگین آن اعتراض کردند و می‌گفتند که نتوانسته‌اند آن را بخوانند یا در مورد «هیس» دوستانی قبل از چاپ از من خواستند که از چاپ این کتاب صرف‌نظر کنم. بعضی از کتاب‌ها را هم به لحاظ وجهه‌ی کاری نباید چاپ کنم ولی به خاطر چاپ بعضی کتاب‌ها این کار را می‌کنم. البته گاهی حتی اولین کار برخی نویسندگان اشکالاتی دارد که بررس‌ها طی جلساتی که با نویسنده می‌گذارند به او کمک می‌کنند تا اشکالات کارش را رفع کند تا کار قابل چاپ شود.

   جوایز ادبی را چگونه می‌بیند؟

وقتی این جوایز بتواند تشویقی باشد برای نویسنده و ناشر، می‌تواند به رشد ادبیات هم کمک کند. ولی گاهی احساس می‌کنم اتفاقاتی بر سر راه داوری‌ها و انتخاب‌ها می‌افتد که عمداً کتابی از گردونه خارج می‌شود و رأی نمی‌آورد.

 بیش از نیمی از کار داوری را انجام داده‌ایم. یکی از آثاری که به عنوان اثر متفاوت کنار گذاشته‌ایم  «به گزارش اداره‌ی هواشناسی، فردا این خورشید لعنتی» است. شما خودتان این کتاب را خوانده‌اید؟

حسین زادگان: اصلاً فرصت کتاب خواندن ندارم. جز مرور چند روزنامه و نشریه تخصصی کتاب زمانی برای مطالعه ندارم.

 چه انگیزه‌ای برای چاپ این کتاب داشتید؟

حسین زادگان: این کتاب زمان آقای مرادی‌نیا غیر قابل انتشار تشخیص داده شد. بعد کتاب با اصلاحاتی موفق شد تا مجوز دائمی بگیرد. بعد از اخذ مجوز باز هم چند ماه در ارشاد ماند. بعد قرار شد خمیر شود. پس از آن مدتی هم در صحافی ماند. بعد از آن هم مجوز چاپ دائم کتاب را گرفتند. با توجه به متفاوت بودن این کار، در مجموع پیش‌بینی این وضعیت غیرممکن نبود. به هر روی من با شناختی که از بررس‌هایم و مهدی یزدانی خرم داشتم با تمام سختی‌ها کتاب را چاپ کردم.