نام:

ایميل:

نشانی اينترنتی:

پيام:



 

جایزه ادبی واو قصد دارد تا تمامی نقدهای رمانها و مجموعه داستانهایی که از سال 1382 (یعنی سال آغاز فعالیت این انجمن) به چاپ رسیده اند را در این سایت جمع آوری نماید. در راستای این هدف در صورت تمایل می توانید نقدهای خود را با ذکر مشخصات کامل به آدرس ایمیل این انجمن ارسال نمایید تا در بخش مربوط به خود انتشار یابد.

    

یادداشت مدیران

■ فائزه شاکری
■ حسین فدوی

 

 

آنسوی یک پرسش

 

یادداشتی بر کتاب "کمی آن طرف تر" نوشته سمانه امیری منش

                                   حسین فدوی

 

کمی آن طرف تر از آن دست آثاری نیست که بشود درباره زبان، ساختار و خلاصه عناصرش صحبت کرد و بعد با دیگر آثار ادبی مقایسه و تطبیق اش داد و سرآخر با یک نمره منفی یا مثبت پرونده اش را بست. این را همان چند صفحه اول یا همان بخش نخستین کتاب به خواننده می گوید و می گوید که او مخاطب چه اثری است و چه  انتظاری می بایست داشته باشد و جه توقعی نمی بایست داشته باشد . . .

"کمی آن طرف تر " اثری است که به نظر می آید نویسنده اش پیش از آنکه دغدغه نوشتن داشته باشد نیاز به گفتن داشته است، گفتن رنجها ودردهایش، یافته ها و تجربه هایش .او که به نظر نمی آید نویسنده حرفه ای باشد تنها می خواهد خوانندگان خود را تحت تاثیر قرار داده و آنان را به فکر وادارد. انگار نویسنده خواسته باشد تجربه های تلخ زیستی اش را بازگوید و توجه مخاطب خود را به اهمیت سلامت روح و روان  معطوف دارد که این نیز بیشتر ریشه در دردمندی  و عبور از روزهای سخت مولف دارد نه نویسنده گی یا پیامبر گونگی او.

"کمی آن طرف تر" روایت تلخی است از زندگی یک بیمار مبتلا به سرطان که تسلیم مرگ نمی شود و با کمک دیگران با این بیماری مبارزه کرده و مرگ و بیماری را شکست می دهد اما او که تمام توان و توجه اش به خود بیماری بوده و رها شدن از چنگال آن بعد از بهبودی جسمش در می یابد که سلامت روحش را از دست داده است چراکه در حین مبارزه از آن غافل مانده . . .

"سمانه امیری منش " نویسنده این کتاب همانطور که خود در آغاز اثرش می گوید قصد دارد با تعریف و روایت تجربه های تلخ دوران بیماریش برای خواننده و مخاطب خود این پرسش را مطرح نماید که : "آیا سلامت روح و فکر به اندازه ی سلامت جسم مهم نیست ؟ ص3"

 

هرچند خود نویسنده متاثر از آن روزهای سخت ،حجم بیشتر کتاب را به جنگ زنده ماندن شخصیت داستان خود اختصاص داده تا پرداختن به زوایای روحی و روانی آن اما هر چه هست " کمی آن طرف تر" روایت جدال مرگ و زندگی انسانی است که بیماری،خود را بر او تحمیل نموده و به مقاومت و مبارزه اش واداشته ولی او یا آن شخصیت که باز هم اوست با سلامت از آن بیماری عبور کرده اما ناخواسته وارد میدان جنگی دیگر می شود جنگی که این بار مشکلی دیگر براو تحمیل می کند . . .

ماجرا این‌ گونه است که "سمانه" ( نویسنده ) یا شخصیت سیزده ساله داستان دچار بیماری سرطان شده است و ناچار به ترک زندگی اما او مرگ را انتخاب نمی کند و سر تعظیم برایش فرود نمی آورد بلکه  تن به بودن و درمان می دهد و همه دردهایش را به جان می خرد .شیمی درمانی ها و جراحی ها تن اورا ذره ذره نابود می کند اما نمی تواند او را از پا در بیاورد و امیدش را از زندگی سلب نماید چراکه او با احساسش زنده است و مقاومت می کند .مادر، پدر و خلاصه اطرافیان حتی" خانم لاهیجی مدیر انتشارات روشنگران زنان " ! او را در این مبارزه همراهی می  کنند و پزشکان نیز با پیوند مغز و استخوان او را به زندگی باز می گردانند ولی داستان همانطور که گفته شده به اینجا ختم نمی شود و بیماری با شکل و صورتی دیگر به سراغش می آید و خود را بر تحمیل می کند به گونه ای که ترس و وحشت امید به زندگی را از او می گیرد واسباب ضعف و بیماری جدیدش را فرهم می سازد.

"از همه کس و همه چیز وحشت داشتم و فکر بیرون رفتن از خانه مرا به وحشت می انداخت انگار آدمها یی با چاقو بیرون از خانه انتظار مرا می کشیدند ص35 "

اما او باز هم بر این ترس و بیماری  غلبه کرده و از میدان این جنگ نیز پیروز خارج می شود و به او این درس را می دهد که می بایست در کنار توجه به جسم و سلامت آن به روح و روان نیز توجه داشته باشد..

این کتاب که ساختاری خاطره گونه دارد و روایتی اول شخص به همت و توجه  انتشارات  روشنگران زنان منتشر شده است آن هم در سال 87 که بی هیچ شکی مخاطبان خاص خود را خواهد داشت و خواندنش برای مخاطبان غیرحرفه‌ای ادبیات داستانی آسان خواهد بود .